آقایان نماینده مجلس در گیلان؛ پس از ۴ سال چه کرده اید؟!
آقایان نماینده مجلس در گیلان؛ پس از ۴ سال چه کرده اید؟!

به گزارش خزرفوری کمتر از ۷ ماه به انتخابات آتی مجلس فاصله داریم و کم کم آرایش سیاسی صحنه انتخابات در گیلان در حال شکل‌گیری است. بررسی‌ها و شنیده‌ها حاکی از آن است که هر ۱۳ نماینده گیلان در مجلس شورای اسلامی برای حضور مجدد در مجلس، ثبت نام کرده‌اند.  نمایندگانی که شوق خدمت به […]

به گزارش خزرفوری

کمتر از ۷ ماه به انتخابات آتی مجلس فاصله داریم و کم کم آرایش سیاسی صحنه انتخابات در گیلان در حال شکل‌گیری است.

بررسی‌ها و شنیده‌ها حاکی از آن است که هر ۱۳ نماینده گیلان در مجلس شورای اسلامی برای حضور مجدد در مجلس، ثبت نام کرده‌اند.

 نمایندگانی که شوق خدمت به مردم را انگیزه اصلی خود برای حضور در مجلس عنوان می‌کنند اما کیست که بتواند منکر شیرینی مزه قدرت و ثروت شود؟

شاید همین دلایل باعث شده تا نمایندگانی که مشخص نیست در این ۴ سال چه گُلی بر سر مردم، شهر و استانشان زده‌اند، باز هم فکر حضور در مجلس را در سر بپرورانند.

در این گزارش قصد داریم نگاهی داشته باشیم به برخی شاخص‌های اقتصادی و اجتماعی در گیلان از مردادماه سال ۹۸ که همین آقایان احساس تکلیف(!) کردند برای شرکت در انتخابات تا مردادماه امسال که بار دیگر این احساس تکلیف در آنان خروشیده است! در واقع بررسی خواهیم کرد آنچه تحویل گرفتند و آنچه تحویل می‌دهند.

گرانی و تورم افسارگسیخته مدت‌هاست که سال به سال سفره‌های مردم را کوچک و کوچک‌تر کرده است؛ موضوعی که تک تک نامزدهای انتخاباتی وعده حل آن را داده بودند اما آنچه در واقعیت اتفاق افتاده است، افزایش چشمگیر فقر و کاهش رفاه در سطح جامعه است.

در واقع سوالی که مطرح می‌شود آن است که تفاوت بود و نبود نمایندگان فعلی گیلان در مجلس چیست و چه فایده و دستاوردی برای مردم داشته‌اند که بار دیگر خواهان رسیدن به کرسی‌های مجلس بوده و انتظار رای از مردم دارند؟!

مقایسه قیمتی برخی مواد غذایی و کالاهای اساسی جالب توجه است:

1000072325

در مرداد ۹۸، قیمت هر قطعه سکه در بازار ۴ میلیون و ۴۰۰ هزار تومان بوده است که با افزایش ۵۳۶ درصدی، این روزها در مرداد ۱۴۰۲، به بیش از ۲۸ میلیون تومان رسیده است. افزایش سرسام‌آور قیمتی که بی ارتباط با افزایش طلاق و کاهش ازدواج در گیلان نیست.

در همین بازه زمانی قیمت دلار هم که تاثیر زیادی بر روی اقلام و خدمات دارد،  از ۱۱ هزار و ۸۰۰ به ۴۹ هزار تومان رسیده که افزایش ۳۱۵ درصدی را نشان می‌دهد.

 متوسط قیمت هر متر خانه معمولی در رشت در سال ۹۸، ۷٫۶ میلیون تومان بود که با افزایش  261 درصدی، به ۲۷٫۵ میلیون تومان رسیده است. برآوردها از قیمت اجاره‌ها هم تقریبا همین حدود درصد افزایش را نشان می‌دهد.

آمارهای بالا نشان می‌دهد که در این ۴ سال چه بلایی بر سر معیشت مردم آمده است. همه این‌ها در حالی است که روز به روز بر نرخ اقلام مصرفی مردم افزوده می‌شود و زمزمه‌های افزایش قیمت نان نیز شنیده می‌شود.

از سویی دیگر، تورم برای کشاورزان گیلانی روی دیگری داشته است. در حالی که شلتوک برنج هاشمی در سال گذشته قریب به ۶۰ هزار تومان خرید و فروش می‌شد، با واردات بی رویه برنج، قیمت شلتوک تازه برداشت شده کشاورزان گیلانی با ۵۰ درصد کاهش به ۳۰ هزار تومان رسیده است و این موضوع در این تورم و گرانی افسارگسیخته، تیر خلاصی است بر پیکره نیمه جان کشاورزی گیلان.

به عبارت دیگر با همت مسئولان جهاد کشاورزی و با بی‌اعتنایی نمایندگان گیلان در مجلس شورای اسلامی، معیشت بخش عظیمی از مردم گیلان که عمده فعالیتشان کشاورزی است، بیش از پیش صدمه دیده است.

همان گونه که پیداست، گرانی و تورم از یک سو و بیکاری از سویی دیگر امان مردم را بریده است. اگر چه مسئولان گیلان از کاهش نرخ بیکاری در این استان خبر می‌دهند اما نظرات مردم چیز دیگری را نشان ‌می‌دهد.

همین مشکلات و افزایش فشارهای اقتصادی سبب شده تا در سال‌های اخیر شاهد افزایش آمار طلاق و کاهش چشمگیر ازدواج در استان گیلان باشیم. چنان که در گزارش سال گذشته گیل خبر به آن اشاره شد، در ۸ ماهه نخست سال ۱۴۰۱، شاهد افزایش 0/8 درصدی طلاق و کاهش 11/4 درصدی ازدواج در گیلان بوده‌ایم.

افزایش خشونت و ضرب و جرح و افزایش آمار سرقت در گیلان در سال‌های اخیر نیز از دیگری مواردی است که می‌توان ریشه آن را نیز در فشارهای اقتصادی به وجود آمده جستجو کرد.

آمار تکان‌دهنده دیگر، افزایش ۵۴ درصدی افراد تحت پوشش کمیته امداد در گیلان است. در حالی که در سال ۹۸، ۱۶۵ هزار نفر تحت پوشش بودند، این آمار در سال ۱۴۰۲، نزدیک به ۲۵۵ هزار نفر است. یعنی به عبارت دیگر، نه تنها در این ۴ سال فقر کاهش نیافت، بلکه حدود ۹۰ هزار نفر دیگر به ۶۰۰ هزار تومان کمک هزینه ناچیز کمیته امداد، نیاز پیدا کرده‌اند.

به بیان دیگر تقریبا اگر به هر شاخص اقتصادی و اجتماعی گیلان در سال‌های اخیر نگاهی بیندازیم، به جز افسوس و ناراحتی از وضعیت موجود نمی‌توان واکنش دیگری داشت.

اگرچه که بدیهی است مسئولیت همه این موضوعات تنها بر عهده نمایندگان گیلان در مجلس نیست، اما سوالی که مطرح می‌شود این است که نمایندگانی که در این دوره نتوانستند گره‌ای از مشکلات مردم باز کنند، چگونه و با چه تفکری بار دیگر به فکر شرکت در انتخابات افتاده‌اند؟

شاید بد نباشد نمایندگانی که در دو سال آخر دولت روحانی و دو سال اول دولت رئیسی، با سکوت و انفعالشان، در یک همکاری تمام عیار، بیشترین تورم پس از انقلاب را به ثبت رساندند، حداقل کمی از اعتماد به نفس کاذب خود کاسته و این شجاعت را داشته باشند که با عذرخواهی از مردم گیلان، از حضور مجدد در انتخابات انصراف دهند.