پاسخی به یک یادداشت غیرمنصفانه
پاسخی به یک یادداشت غیرمنصفانه

به گزارش خزرفوری پاسخی به یک یادداشت غیرمنصفانه! حتما این روزها به تنهایی یا به همراه خانواده در پیاده‌راه فرهنگی شهرداری رشت قدم زده‌اید و در برخی ساعات شاهد حضور حجم زیادی از مسافران و حضور بی‌ضابطه و بی‌نظم دستفروشان و ایضا اراذل و اوباش و گروه‌های مواد فروش در ابتدای خیابان سعدی و در […]

به گزارش خزرفوری

پاسخی به یک یادداشت غیرمنصفانه! حتما این روزها به تنهایی یا به همراه خانواده در پیاده‌راه فرهنگی شهرداری رشت قدم زده‌اید و در برخی ساعات شاهد حضور حجم زیادی از مسافران و حضور بی‌ضابطه و بی‌نظم دستفروشان و ایضا اراذل و اوباش و گروه‌های مواد فروش در ابتدای خیابان سعدی و در کنار عمارت بلدیه و همچنین در کوچه پس کوچه‌های هتل اردیبهشت بوده‌اید! تا یادم نرفته بهتر است به بلاگرهایی اشاره کنم که گاه و بی‌گاه و بدون مجوز در حال فیلمبرداری و تولید محتوای ضد فرهنگی در سطح پیاده‌راه هستند و باید به گونه‌ای قدم بردارید تا مبادا موجب آزرده خاطر شدنشان شوید! اما چرا تا حرف از ساماندهی وضعیت پیاده‌راه می‌شود عده‌ای فکر می‌کنند هدف بازگشایی این خیابان به مانند دهه هشتاد است؟ آیا شما کج سلیقگی در پیاده‌سازی اِلمان‌ها و عدم ظرافت و خلاقیت در معماری پیاده‌راه به اصطلاح فرهنگی رشت را نمی‌بینید و چشم خود را بر تمام کنش‌های ضدفرهنگی که در آن رخ می‌دهد بسته‌اید؟ اینکه عده‌ای چنین قصدی دارند بر کسی پوشیده نیست اما وضعیت موجود جای دفاع ندارد و باید چاره‌ای برایش اندیشید. در بخشی از پیاده‌راه شاهد حضور غرفه‌هایی هستیم که مدتی است گروه‌های جهادی و فرهنگی در آن سکنی گزیده‌اند، همان بخشی که مدت‌هاست تبدیل به ورزشگاه شده بود و اگر لحظه‌ای حواستان نمی‌بود با فریزبی یا توپ والیبال و فوتبال برخورد می‌کردید! سالیان سال است که شورای شهر و شهرداری رشت از ساماندهی دستفروشان صحبت می‌کنند اما دریغ از یک اقدام جامع و کاملی که بتواند وضعیت پیاده‌راه را تغییر دهد! شرایط نامساعد اقتصادی هم مزید بر علت شده و هرروز بر تعداد دستفروشان اضافه می‌شود و در جای جای پیاده راه شاهد حضورشان هستیم. در یادداشت آن خبرنگار اشاره‌ای به شهر اصفهان شد! باید بگویم مقایسه رشت و اصفهان نشان از عدم درک صحیح جنابعالی از زیست شهری و اجتماعی مردم این دو شهر دارد و به طور کل طبع مردمان این دو خطه با یکدیگر بسیار متفاوت است! پس چنین مقایسه‌ای به دور از منطق است و در این مقوله نمی‌گُنجد! گفته شده جایگاه بزرگی که برای برنامه‌های فرهنگی در پیاده‌راه تعبیه شده است به این منظور است تا جلوی دید افقی و برج ساعت گرفته شود! منظورتان همان ساختمانی که ماه‌هاست در حال مرمت است و به سبب آن نمای گذشته‌اش را ندارد؟ البته اگر بلاگری از این اوضاع گله‌مند باشد باید به او حق داد! زیرا معدود افرادی که بدون مجوز و با دوربین به سطح شهر می‌روند و ویدیوهای ضد فرهنگی تولید می‌کنند در این مدت مجبور به نقل مکان به چندمتر آن طرف‌تر و در خیابان سعدی شده‌اند! اینکه در کنار رقص و آواز گروهی از همشهریان، در گوشه‌ای از پیاده‌راه چای و نذری پخش شود و کودکانی به نقاشی و بازی سرگرم شوند تا این اندازه شما را رنجانده است تا کاملا یک سویه و بدون در نظر گرفتن تمام جوانب دست به چنین یادداشت غیرمنصفانه‌ای بزنید و آنان را سهم‌خواه بنامید؟ البته حق هم دارند! اتفاقاتی که در چندوقت گذشته در پیاده‌راه فرهنگی رخ داده باعث شده تا برخی از هموطنان و همشهریان عزیز میدان شهرداری رشت را با سالن زیبایی و تالار عروسی اشتباه بگیرند و اکنون هم به علت محدود شدن فضای رقص و همچنین به علت کور شدن نقطه‌ای که برخی از بلاگرهای رشتی در آن ولاگ تهیه می‌کردند چنین یادداشتی بنویسند! جالب اینجاست در آن یادداشت هیچ اشاره‌ای به نوجوانان و جوانانی که در ابتدای خیابان سعدی و عمارت بلدیه برای نوامیس مردم مزاحمت ایجاد می‌کنند نشده است! جالب‌تر آنکه هیچ اشاره‌ای به گروه‌های فروشنده مواد و همچنین استعمال مواد مخدری نظیر کمیکال و گُل و… در پیاده‌راه به اصطلاح فرهنگی نشده است! پیداست که حضور چنین افرادی در پیاده‌راه آن خبرنگار را آزار نداده و صرفا دستفروشان و چند غرفه که به طور موقت دایر هستند آزرده خاطرشان کرده که بسی جای تأمل دارد. قطعا ایراداتی به نحوه عملکرد فعالین فرهنگی و جانمایی غرفه‌ها و تجهیزات وجود دارد و قطعا می‌توانستند بهتر از این‌ها عمل کنند، به طور مثال: اینکه در سمتی از پیاده‌راه ترانه‌ی بهنام بانی پخش شود و در سمتی دیگر مداحی و هم‌چنین پوششی که برای غرفه‌ها درنظر گرفته‌اند تا این اندازه سرد و بی‌روح و بدون ظرافت باشد، نشان از بی‌برنامگی و عدم مدیریت صحیح مسئولین فرهنگی شهرداری رشت دارد که مسئله جدیدی نیست و در سالیان گذشته بی‌سابقه نبوده است اما سهم‌خواه نامیدن گروه‌های جهادی و فرهنگی که در تمام موقعیت‌های بحرانی و حساس به مانند سیل و زلزله و پاندمی کرونا و… پیش قدم می‌شوند و با تمام توان در راستای حل مشکل تلاش می‌کنند، هیچ نشانی از انصاف ندارد! شاید بهتر باشد در آینده برای نقد اینگونه مسائل و چنین موضوعاتی، بدور از هیجان و شتاب‌زدگی عمل کنید و بدون برچسب‌گذاری بر افراد و گروه‌ها و با در نظر گرفتن تمام جوانب و اوصاف قلم بزنید! عرفان سیرنگ ۱۴۰۳/۰۱/۱۰