تورم ۷۷ درصدی و سفره‌های کوچک‌شونده؛ اقتصاد ایران در آستانه چه بحرانی است؟
تورم ۷۷ درصدی و سفره‌های کوچک‌شونده؛ اقتصاد ایران در آستانه چه بحرانی است؟

بانک مرکزی ایران رسماً اعلام کرد که نرخ تورم سالانه در اردیبهشت‌ماه به ۷۷.۲ درصد رسیده که نسبت به ماه قبل ۸.۵ درصد افزایش یافته است. این رقم که بالاترین نرخ تورم ثبت‌شده از زمان جنگ جهانی دوم تاکنون محسوب می‌شود، برای اولین بار توسط نهاد رسمی آمار ایران تأیید شده است . حتی نگران‌کننده‌تر از این، تورم نقطه‌به‌نقطه کالاهای اساسی و نیازهای روزمره مانند خوراک، دارو، کرایه تاکسی و ارتباطات است که به ۱۱۳.۸ درصد رسیده است . مؤسسه مطالعات اقتصادی «بامداد» این ارقام را «نرخی بی‌سابقه از پایان جنگ جهانی دوم» توصیف کرده، هرچند خود بانک مرکزی از اذعان به معناداری تاریخی این آمار خودداری کرده است .

به گزارش خزرفوری

اقتصاد ایران در خرداد ۱۴۰۵ به سطح بی‌سابقه‌ای از تورم دست یافته است که یادآور بحران‌های دوران جنگ جهانی دوم است. بانک مرکزی ایران رسماً اعلام کرد که نرخ تورم سالانه در اردیبهشت‌ماه به ۷۷.۲ درصد رسیده که نسبت به ماه قبل ۸.۵ درصد افزایش یافته است. این رقم که بالاترین نرخ تورم ثبت‌شده از زمان جنگ جهانی دوم تاکنون محسوب می‌شود، برای اولین بار توسط نهاد رسمی آمار ایران تأیید شده است . حتی نگران‌کننده‌تر از این، تورم نقطه‌به‌نقطه کالاهای اساسی و نیازهای روزمره مانند خوراک، دارو، کرایه تاکسی و ارتباطات است که به ۱۱۳.۸ درصد رسیده است . مؤسسه مطالعات اقتصادی «بامداد» این ارقام را «نرخی بی‌سابقه از پایان جنگ جهانی دوم» توصیف کرده، هرچند خود بانک مرکزی از اذعان به معناداری تاریخی این آمار خودداری کرده است .
هم‌زمان با تورم افسارگسیخته، ارزش ریال نیز به پایین‌ترین سطح تاریخی خود سقوط کرده است. نرخ ارز در بازار آزاد که در سال ۲۰۱۵ حدود ۳۲ هزار تومان در برابر دلار بود، اکنون از مرز ۱.۷ میلیون تومان عبور کرده و در برخی گزارش‌ها به ۱.۸ میلیون تومان نیز رسیده است . این سقوط ۵۰ برابری ارزش پول ملی طی یک دهه، قدرت خرید خانوارهای ایرانی را عملاً نابود کرده است. مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور ایران، در اظهاراتی صریح هشدار داده است: «قطعاً قیمت‌ها بالاتر خواهد رفت. ما در حال جنگ هستیم و باید این سختی را بپذیریم» . با این حال، کارشناسان مستقل معتقدند که بخش عمده این بحران، ریشه در سوءمدیریت اقتصادی و سیاست‌های نادرست داخلی دارد، نه صرفاً تحریم‌ها و فشارهای خارجی .
شماره‌های آماری زمانی معنا پیدا می‌کنند که به سفره مردم راه پیدا کنند. گزارش‌های میدانی از سراسر ایران حاکی از آن است که بسیاری از خانوارها پروتئین حیوانی را به طور کامل از سبد غذایی خود حذف کرده‌اند. طبق آمار بانک مرکزی، تورم سالانه گروه شیر، پنیر و تخم‌مرغ به ۱۶۱ درصد، محصولات گوشتی به ۱۷۶ درصد و روغن‌ها و چربی‌ها به ۲۶۷ درصد رسیده است . یک شهروند تهرانی به ایران اینترنشنال گفته است: «بسیاری از روزها ناهار و شام ما فقط نان و پنیر است.» حتی همین سبد حداقلی نیز هزینه سنگینی دارد: یک شهروند اصفهانی محاسبه کرده که صِرف تأمین نان و پنیر برای یک ماه به حدود ۱۵۰ میلیون تومان نیاز دارد، در حالی که حداقل حقوق ماهانه حدود ۱۶۰ میلیون تومان است . دبیر انجمن صنفی بسته‌بندی گوشت و پروتئین اعلام کرده که تقاضا برای گوشت قرمز نسبت به سال قبل حدود ۵۰ درصد کاهش یافته است .
شاید تلخ‌ترین نشانه عمق فاجعه، رسیدن تورم به نان به عنوان «خط قرمز» نظام جمهوری اسلامی است. گزارش‌های متعدد از شهرهای مختلف ایران نشان می‌دهد که قیمت نان در ماه‌های اخیر جهش بی‌سابقه‌ای داشته است. در استان‌های مختلف، افزایش قیمت نان بین ۵۰ تا ۸۰ درصد ثبت شده است؛ برای مثال در مشهد نان سنگک که سه ماه پیش ۷ هزار تومان بود، اکنون به بیش از ۲۰ هزار تومان رسیده است . در کنار گرانی، خبرهای نگران‌کننده‌ای از تقنین نان نیز منتشر شده است؛ برخی نانوایی‌ها در تهران و سایر شهرها اعلام کرده‌اند که به ازای هر کارت بانکی، فقط سه قرص نان بربری یا دو قرص نان سنگک می‌توان فروخت. یک شهروند تهرانی در اعتراض گفته است: «آیا نان هم خواربار شد؟ آیا زندگی در ایران به جایی رسیده که برای خرید نان هم باید تقنین شود؟
شاید مهم‌ترین پرسش این باشد: جامعه ایران تا کجا می‌تواند این فشار را تحمل کند؟ کارشناسان اقتصادی هشدار می‌دهند که آستانه تحمل جامعه ایران بیش از تورم سالانه ۲۵ درصد نیست. سعید لیلاز، اقتصاددان تهرانی، در گفت‌وگو با آسوشیتدپرس هشدار داد که تورم سالانه می‌تواند به ۸۰ درصد برسد و افزود: «جامعه ایران توان تحمل تورم بالای ۲۵ درصد را ندارد» . تاریخ نشان داده که فشارهای معیشتی در گذشته (۲۰۱۷-۲۰۱۸ و ژانویه ۲۰۲۶) جرقه‌گزار اعتراضات سراسری شده است. آنچه امروز در صف‌های طولانی نانوایی‌ها و قفسه‌های خالی از مواد پروتئینی در سبد خانوارها دیده می‌شود، بیش از یک بحران اقتصادی، یک بمب ساعتی اجتماعی است. پرسش این نیست که آیا جامعه ایران خواهد ترکید، بلکه این است که چه زمانی و با چه شدتی.

  • نویسنده : خبرنگار حسنعلی معینی