زنگ خطر بیکاری به صدا درآمد؟
زنگ خطر بیکاری به صدا درآمد؟

گیلان سال‌ها با نرخ نسبتاً باثباتی از مقرری‌بگیران بیمه بیکاری مواجه بود، نشانه‌های یک تغییر نگران‌کننده حالا در لایه‌های پنهان بازار کار استان خود را نشان می‌دهد.

به گزارش خزرفوری

بازار کار گیلان این روزها چیزی را تجربه می‌کند که هنوز کامل در آمارها دیده نمی‌شود، اما در زندگی مردم کاملاً حس می‌شود. در حالی که گیلان سال‌ها با نرخ نسبتاً باثباتی از مقرری‌بگیران بیمه بیکاری مواجه بود، نشانه‌های یک تغییر نگران‌کننده حالا در لایه‌های پنهان بازار کار استان خود را نشان می‌دهد.

تا قبل از جنگ، تعداد مقرری‌بگیران بیمه بیکاری در استان حدود ۷ هزار نفر بود؛ عددی نسبتاً ثابت. اما اکنون برآوردها از اضافه شدن حدود ۳۵۰۰ بیکار جدید حکایت دارد؛ افزایشی که بخش قابل توجهی از آن به پیامدهای غیرمستقیم جنگ نسبت داده می‌شود. قطع اینترنت، کاهش دسترسی کارگاه‌ها به مواد اولیه، افت تولید و فشارهای اقتصادی، زنجیره‌ای از تبعات را شکل داده که مستقیماً به بازار کار استان ضربه زده است.

سرعت این تغییر نگران‌کننده است. سال گذشته، در سه‌ماهه اول فقط ۱۲۲۴ نفر به جمع مقرری‌بگیران اضافه شده بودند، اما پیش‌بینی می‌شود این عدد امسال تا پایان خرداد به بیش از ۴۷۰۰ نفر برسد؛ تقریباً چهار برابر. این در حالی است که کل بیکاران جدید در سال گذشته حدود ۴۰۰۰ نفر بوده و حالا نشانه‌ها حاکی از آن است که تنها در سه ماه ابتدایی امسال، این رقم پشت سر گذاشته شود.

این فقط یک عدد نیست؛ فشار مستقیم روی زندگی مردم است. از آن طرف، تأمین اجتماعی هم زیر بار سنگین‌تری می‌رود؛ سازمانی که در سال گذشته بیش از یک همت صرف پرداخت بیمه بیکاری کرده و همزمان با کسری منابع نیز مواجه بوده است، حالا باید پاسخگوی موج تازه‌ای از متقاضیان باشد. این وضعیت می‌تواند به شکل کاهش کیفیت حمایت‌ها، تأخیر در پرداخت‌ها یا افزایش کسری منابع خود را نشان دهد. در ادامه این روند، احتمال افزایش وابستگی این سازمان به منابع دولتی وجود دارد؛ مسیری که معمولاً با تأمین کسری از طریق چاپ پول همراه می‌شود و در نهایت می‌تواند خود را در قالب تورم در سطح اقتصاد نشان دهد.

با این حال، بخش پنهان ماجرا جایی بیرون از این سازوکار رسمی قرار دارد. گروه بزرگی از کارگران ساختمانی، فعالان کسب‌وکارهای آنلاین و شاغلان غیررسمی که تحت پوشش بیمه نبوده‌اند، با از دست دادن شغل خود در این محاسبات جایی ندارند. بیکاری برای آن‌ها یعنی قطع کامل درآمد، بدون هیچ پشتوانه‌ای.

در چنین شرایطی، نکته قابل تأمل اینجاست که تصویر نهایی این بحران هنوز به‌طور کامل در داده‌های رسمی منعکس نشده است. با توجه به سامانه‌ای شدن فرآیندها، بخش قابل توجهی از آمارها با تأخیر ثبت و منتشر می‌شود و انتظار می‌رود در ماه‌های خرداد و تیر، ابعاد دقیق‌تری از وضعیت بیکاری نمایان شود. تا آن زمان، باید این واقعیت را پذیرفت که با «زخمی» مواجهیم که شاید هنوز در آمارها دیده نشود، اما در جریان زندگی مردم، به‌وضوح حس می‌شود.